سنت پیامبر (۲)

ادامه از موضوع ازدواج

۴. رويكرد روانشناختي ازدواج
ازدواج و تشكيل خانواده، امري پيچيده است كه تفكيك آنها از يكديگر كاري بس صعب و دفاع از آن مشكل است. بسياري از صاحبنظران بر رويكرد روانشناختي ازدواج تكيه كرده و آن را اساس و مبنا ميدانند.
از اين ديدگاه انسان وضع و شرايط خود را در بيداري غريزه ادراك ميكند و تحت تاثير عامل جذب است مثل جذب و انجذاب نر و ماده. در رويكرد روان شناختي ازدواج انسان را براي امتناع و ارضا به حركت و تلاش وا ميدارد مثلا مردان را به خواستگاري زنان ميفرستد.
ازدواج در استقرار شخصت بزرگسالان موثر است. از نظر پارسونز وظيفه مزبور ابتدا به وسيله ازدواج انجام ميگيرد. زن و مرد در عين حال كه به يكديگر متعلق ميشوند روابطشان با اعضاي خانواده و مخصوصا با والدين و برادرها و خواهر به سستي ميگرايد. جنبه منفي مساله اين است كه زن و مرد به همسر خود بيشتر متكي هستند تا به خويشاوندان ولي در مقابل ازدواج و تشكيل خانواده تعادل عاطفي فرد را به دنبال دارد. پارسونز اصول روش درستكاري را براي اثبات نكته اخير به كار ميبرد.
در يك تحقيق بين المللي اثبات شده است كه ازدواج حتي ميتواند عامل موثري در شكل گرفتن و دگرگوني شخصيت باشد.
تكميل و تكامل: بافت وجودي و نحوه آفرينش بشر، به گونهاي است كه بايد براي رسيدن به كمال و سعادت ازدواج كند. يعني چنانچه گرسنه ميشود و غذا ميخواهد، تشنه ميشود وآب ميطلبد، خسته ميشود و بايد استراحت كند نيز بر اثر بلوغ جنسي نياز به همسر پيدا ميكند و بايد ازدواج كند.
تشكيل خانواده توسط دو تن هميشه بيان اين مساله است كه زن و مرد مادام كه از هم جدا و تنها باشند كامل نيستند و نميتوانند خود كفا باشند. براي رسيدن به كمال، رهايي از رنج و الام تنهايي يافتن هستي، پختگي، رشد و رنگ دادن به زندگي، ورود به جامعه انساني نيازمند به پرورش با يكديگرند و اين امر اساس ازدواج را پيريزي ميكند. بر اين اساس ازدواج وسيله تكميل و تكامل است.
مسئوليت پذيري، واقعنگري، زناشويي افكار انسان را در مسير جديدي انداخته متوجه بسياري از مسائل واقعيت داري ميكنند كه قبل از آن جز درعالم خيال وجود نداشت. قبول مسئوليت تامين مسائل زندگي همسر و فرزندان از نظر مادي و معنوي خواه ناخواه، شخصيت و افكار جديدي در انسان به وجود ميآورد و به دنبال آن ميزان فعاليتها و كوششهاي او زيادتر ميشود.
تحقق آرزوها و رويايي قبل از ازدواج توام با آرزوها و تمايلات تازه كه از لوازم زندگي خانواده است، روشي خاص پديد آورده، جلوه مخصوصي به زندگي ميبخشد.ارضاي گرايشهاي غريزي، تكميل دين و كاهش انحرافات ديني و اخلاقي:
آدمي داراي غرايز متعدد و از جمله اين غرايز جنسي است. ميل به ارضاي آن زمينه را براي گرايش زن و مرد نسبت به هم فراهم ميكند، اين گرايش و آن اشباع طلبي امري ضروري است زيرا موجي براي ايجاد پيوند، عاملي براي فراهم آمدن زندگي مشترك و تشكيل خانوده است. مساله مهم اين است كه گرايش طرفين نسبت به هم و ارضاي خواسته بايد بر صفاي انديشه باشد تا در خدمت طرفين و جامعه انساني قرار گيرد. آرامش و اطمينان به سلامت جسم و روح: ازدواج در جنبه فردي راز بقاء و تثبيت ارامش و عاملي براي اطمينان و سكون است. روح پر اضطراب جوان را آرامش ميدهد و او را به اعتدال و امنيت قدرت تفكر درك حقايق و گام برداري به سوي سعادت بيدار ميكند. در سايه ازدواج مشروع، طغيانها و هيجانات دروني، جوششهاي غريزه و التهابات جوان مهار ميشود، بيتابيها، بيقراريها، عصيانها، چشم چرانيها، هوسهاي آلوده تحت كنترل و مهار در ميآيند.
بر اين اساس ازدواج از بزرگترين قسمتهاي خداوندي است. عامل وحدت، راز آسايش و انگيزهاي براي انتقال حيات و ضامن يك زندگي سعادتمندانه است.
۷.ازدواج در آراء و افكار علماي اسلامي
فقيه بزرگوار، مرحوم شيخ مفيد، ازدواج را يكي از روشهاي اسلامي دانسته و دركتاب «المقنعه» اول باب نكاح، نوشته است: و من سنن الاسلام النكاح و ترك العزب و اجتناب التفرد. يكي از سنتهاي اسلام، ازدواج، ترك تجرد و دوري از تنهايي است.
فقيه بزرگوار مرحوم شيخ ابوعبدالله، محمدبنجمال الدين جبلي كه، «شهيد اول» لقب يافته «در كتاب النكاح» فرموده است: ازدواج مستحب موكد و فضيلت آن مسلم است تا آنجا كه ازدواج كننده نيمي از دين خود رامصون ميدارد و روايت شده كه دو سوم دينش را نگه ميدارد. [۱۵]
مرحوم شيخ محمد صاحب كتاب جواهر الكلام در مبحث نكاح و استحباب نوشته است: در رجحان ازدواج مطلقا اشكالي نيست.
۸. رويكرد جامعه شناختي
يكي از قديميترين نظريهها در خصوص تبلور خانواده و خويشاوندي توسط مورگان (morgan) در اواخر قرن نوزدهم ارائه شده است كه بر جنبههاي توصيفي و تاريخي و مقايسهاي تاكيد ميورزد. در اين چارچوب نهاد ازدواج و خانواده در اجتماع كل قرار گرفته و اورگانيسمي است كه حكام آن به وسيله افراد تشكيل دهندهاش حفظ ميشود.
دوركيم خانواده را نتيجه سازمان اجتماعي و نه گرايشهاي فيزيولوژيكي و يا رواني ميداند از نظر آنها هيچ نهاد يا شكل زندگي اجتماعي محدود به غريزه زيستي بشر نيست و محكوميت انسانها اين است كه به فرضيات و معلومات و گرايشهاي طبيعي تحكم و سازمان ميبخشد براي آنكه از آنها صرفا تبعيت نمايند.
ديدگاه كاركردگرايي نيز خانواده را يكي از پاره نظامهاي نظام اجتماع ميداند كه انجام وظايفي چند را در ارتباط با كل اجتماع عهدهدار است مطالعات جامعه شناختي خانواده كه با اين ديدگاه صورت ميگيرد، خانواده را متاثر از عوامل خارجي و موسسات ديگر اجتماعي ميداند و فرد را درون اين پايه نظام وابسته به نظام نقشها و پايگاههاي حقوقي به شمار ميآورد.
ديدگاه كنش متقابل نيز كه مبناي اتخاذ روشي خاص در مطالعات مربوط به خانواده گرديد خانواده را از حيث كنش متقابل افراد و بر اساس موقعيتهاي خاص آنان و نقشهايي كه ايفا ميكند مورد بررسي قرار ميدهد.
و در ديدگاه ليبرالي جامعه شناسان به عقيده صاحبنظران اين ديدگاه هر نسل براي همنوايي با جامعه و بر اساس آن تربيت ميشود. به عبارت ديگر ويژگيهاي رفتاري زن و مرد در جامعه توسط عوامل وراثتي و ژنتيك مشخص نميشود بلكه تحت تاثير شرايط اجتماعي و فرهنگي قرار دارد.
و ديدگاه انتقادي نيز با رد نظريقه تكامل خانواده از گذشته تاكنون به نقايص ساختاري نظام خانواده مدرن به ويژه در اروپا و كشورهاي صنعتي توجه نموده و خواستار تغيير وضعيت موجود شدهاند واژه انتقادي در اين ديدگاه به معناي تقابل با نظريات ايدئولوژيكي است كه به رغم آنها ساختار اجتماعي خانواده را پديدهاي تاريخي قلمداد نموده و آن را امري طبيعي غير قابل اجتناب و مطابق با حيات طبيعي انسان محسوب ميدارد.
محور مباحث انتقادي به وضعيت كنوني خانواده را تفكيك نقشهاي جنسيتي زن و مرد در خانواده و تقسيم كار بين دو جنس تشكيل ميدهد. به اعتقاد اين دسته از جامعه شناسان و كارشناسان امور اجتماعي پايگاه حقوقي افراد بر اين اساس تنظيم شده و مشكلات بعدي را به وجود ميآورد نهضت طرفداري از آزادي زنان (فمنيسم) را ميتوان از صاحبان اين ديدگاه به شمار آورد از نظر طرفداران نهضت فوق موقعيت زنان در ازدواج و تشكيل خانواده تا حد زيادي براي حمايت از تداوم سلطه، مرد در اقتصاد است و خانهداري و پرورش فرزندان براي زن به عنوان كاگر بدون مزد موجب تقويت سلطه اقتصادي مرد ميگردد.
و بالاخره ديدگاه نوسازي با مطالعه وضعيت ازدواج در جوامع مختلف در عصر حاضر به اين نتيجه رسيدهاند كه نوعي همگرايي و ايجاد فصل مشترك در مساله ازدواج در شرف وقوع است ويليام گودو در اين زمينه چنين اظهار ميدارد:
با صنفي شدن جوامع در عصر كنوني، ميتوان انتظار داشت كه الگوهاي خانواده در اين جوامع بروي يك نوع الگوي مبتني بر زناشويي فصل مشترك پيدا كنند.

یک نظر درباره “سنت پیامبر (۲)” داده شده است.

  1. saman گفت :

    ممنونم

نظر بدهید