دکتر بهشتی

به یاد دارم مدتی قبل در مجموعه ای فعالیت می کردم . متاسفانه کسانی که مدیریت آن مجموعه را بر عهده داشتند بیشتر سعی می کردند که مسئولین خود را راضی نگه دارند و به اعضای مجموعه اهمیت چندانی نمی دادند . به علت همین مسائل مدتی با آنها درگیر بودیم و با الگو گرفتن از شهید بهشتی
null
تصمیم داشتیم حق مجموعه را بگیریم اما آنها تحمل این مسئله را نداشتند و از طرفی اعضای مجموعه نا آگاهانه و بعضا آگاهانه شروع به تهمت زدن به ما نمودند تا میدان را خالی کنیم . در عجبم از رفتار آنها !!!
هرچند می دانستند قصد گرفتن حق آنها را داریم اما با تهمت هایی بچه گانه از جمله اینکه فلانی به خاطر مسئولیت خود این کارها را می کند و از رفتن ناراحت هست روزگار می گذراندند .
البته شاید بتوان به دو علت به آنها حق داد : اولا اینکه عده ای آنها را تحریک به این امور می کردند و ثانیا طعم تلخ مسئولیت را نچشیده بودند .
منظورم از طعم تلخ آن دشواری ها و گرفتاری های آن است نه توفیق خدمت آن .
این خاطره را گفتم تا یادی از شهید بهشتی کرده باشم چرا که هر زمان این تهمت ها مرا آزار می داد به یاد شهید بهشتی می افتادم و می گفتم به کسی با این مرتبه عالی اینگونه تهمت زدند و او کار خود را کرد پس ما نیز باید …
مطلبی را مطالعه می کردم در مورد تهمت های ناروایی که به شهید بهشتی زده بودند . نوشته شده بود زمانی که شهید به یکی از استانهای شرقی کشور رفته بود الاغی را برای توهین به شهید سر بریدند . یا اینکه عده ای شعار می دادند بهشتی بهشتی طالقانی را تو کشتی .
زماني كه بحث اصلاحات ارضي (بند ج) مطرح بود، برخی از اعضای جامعه مدرسین قم به شهيد بهشتي به خاطر تصويب اين قانون معترض بودند و از طرفي در مقابل بني صدر به او بها مي دادند. در جلسه ای برخی از آقايان به شهید بهشتی گفته بودند منطقی که ما بر اساس آن از شما دفاع مي كنيم، دفع افسد به فاسد است وگرنه با موضع شما در قضیه بند «ج» ما صد در صد مخالفيم ولی چون با بني صدر در افتاديد، ما از شما حمايت مي كنيم. در آن جلسه آقاي بهشتي گفتند كه من هميشه ضد ظلم و ستم و طرفدار عدالت بوده ام و از بچگي اين روحيه را داشتم. آقایان هم می گويند به ماچه كه شما اين گونه بوده ايد؟ ما كه نمي توانيم به خاطر شما احكام خدا را تعطيل كنيم. نوع نگاهها اين چنين بود. عدالت يك مشترك لفظي بوده كه نه در تعريف آن توافق نظر وجود داشت و نه در مصداق و در راههاي رسيدن به عدالت در حوزة اجتماعي-اقتصادي هم توافق نظری وجود نداشت.
اوايل انقلاب بود به دکتر بهشتی خيلی تهمت مي زدند مسئله را با امام در میان گذاشت امام در جوابش گفت :اين صدا رو ميشنوی ؟مردم دارن چی ميگن ؟اقای بهشتی گفته بودن :بله دارن ميگن درود بر خمينی امام فرموده بودن اگه همه اينا بگن مرگ بر خمينی برای من هيچ فرقی نميکنه من همين راه رو ميرم

نظر بدهید