جريان آفتابه

روزي يك نفر كه قصد رفتن به توالت را داشت هنگام ورود آفتابه اي را برداشت . شخصي كه به عنوان نگهبان كنار ورودي نشسته بود به او گفت : اين آفتابه را بر ندار اون يكي را بردار . او با تعجب طبق خواسته نگهبان عمل كرد اما در بازگشت از او پرسيد علت چه بود ؟! مگر فرق ۲ آفتابه چه بود ؟
نگهبان در جواب گفت : پس من اينجا چه كاره ام .

null

چند روز قبل براي من اتفاقي افتاد كه ياد اين داستان افتادم . نامه اي مي خواستم اما شخصي كه مي بايست نامه را بدهد مي گفت بر اساس بخشنامه اي كه در ذهن دارم امكان پذير نيست . از منبعي موثق استعلام كردم و متوجه شدم كه چنين بخشنامه اي وجود ندارد. برگشتم و به او گفتم فلاني گفته كه چنين بخشنامه اي نيست او در جواب گفت بايد كتباً بنويسد هرچند مي دانست كه منبع مورد استعلام وظيفه اي در خصوص اطلاع رساني به او را ندارد .

نظر بدهید